تبليغاتX
شاره سربرزکم مهاباد

هر چه کردم نشوم از تو جدا  بدتر شد

نرود از دل ما مهر و وفا ، بدتر شد

 مثلا خواستم این بار موقر باشم

 و به جای «تو» بگویم که «شما» ، بدتر شد

 این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد

 بلکه برعکس ، فقط رابطه ها بدتر شد

 آسمان وقت قرار من و تو ابری بود

 تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

 چاره دارو  و دوا نیست که حال بد من

 بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

 روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت

 آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد ...

من هنوز منتظرم...

 

 

نمي دونم چند شب و چند روزه که تو نيستي اما همين قدر ميدونم


که به اندازه يک عمر دلم برات تنگ شده.


نمي دونم مرا فراموش کردي يا نه نمي دونم هنوزم دوسم داري يا نه

 اما ميخوام بدوني


هنوز فراموشم نشدي يعني نميشه فراموش کرد .


هيچ وقت فکر نمي کردم که اين قدر دوري از تو سخت باشه


اما ياد گرفتم که هم دوري دوستي مياره و هم سختي ادمي رو

ميسازه


پس دور هستيم و سختي مي کشيم تا شايد به مزاياي ان دست پيدا

کنيم


نمي دونم الان کجا هستي و چه کار ميکني اما همين قدر ارزو مي کنم

 که


هر جا که هستي و هر کاري که مي کني موفق باشي.


نمي دونم کسي که تو رو از من گرفت رو دوست داري يا نه.اما همين

 قدر ارزو مي کنم


که با اون خوشبخت باشي و يا بشي. اون قدر در خوشي ان غرق

 بشي


و اون قدر او را دوست داشته باشي که منو.......


فراموش کني و هيچ چيز براي يه مرد بدتر از اين نميشه که محبوبش او

 را فراموش کنه.اما من


اين و از خدا مي خوام چون راحتي و خوشبختي تو را مي خوام.


به اميد دي....به اميد ديدار که نه بلکه به اميد خوشبختيه تو.

 

خداحافظ عزيزم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 8:38  توسط سارینا  | 
نام قبلی شهرستان مهاباد، ساوجبلاغ مكری (در لهجه مهابادی: سابلاغ) بود درباره ی واژه مهاباد تاكنون تعبیرات و معناهای گوناگونی گفته‌ شده است. مهاباد را مادآباد نیز گفته‌اند كه این تعبیر هیچ گونه دلیل قابل قبولی همراه ندارد. این شهر را مه‌آباد نیز گفته‌اند كه اگر به معنای جایی باشد كه همیشه مه آلود است این تعبیر نیز با واقعیت وفق نمی‌کند. در فرهنگ فارسی برهان قاطع درباره واژهٔ مهاباد چنین نوشته شده است كه نام اولین پیغمبری است كه به عجم مبعوث شد و كتابی آورد كه آن را «دساتیر» خوانند. بعضی نیز براین اعتقاد هستند كه مهاباد به معنای جایی است كه بزرگان آن جا را آباد كرده‌اند. این منطقهٔ قدیمی در زمان‌های پیشین مركز نواحی كردنشین بوده و بطلیموس آن را داروشاه و راولیستون به نام داریاس نامیده است. امروز در 3 فرسخی شهر فعلی، روستایی به نام دریاز (دریاس) مشهود است كه از قرار معلوم شهر داریاس در همین نقطه واقع بوده است. در عصر هخامنشی منطقه، بخشی از امپراتوری عظیم هخامنشی بود و بعد از آن در زمان اسكندر بخشی از آتوپاتن ماد بود كه ژنرال هخامنشی آتروپات و سپس جانشینانش بر آن جا حكومت كردند. در دوره صفویه ایالات غرب ایران میدان مبارزه و برخوردهای دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و حكام محلی در ولایات باختر به مقتضای توانایی یكی از دو امپراتوری هر بار تابع یكی از آن ها می شد. این شهر در گذشته بر اثر زلزله ای نابود و دوباره ساخته شد. پیرامون این شهر آثار تاریخی متعددی وجود دارد.

قسمتی از این منطقه‌ در سال ۱۹۴۶ به‌ رهبری قاضی محمد اعلام اسقلال کرد و جزئی از جمهوری مهاباد بود. مهاباد در زمان حاکمی به نام بداق‌سلطان روند رو به پیشرفت خود را شروع کرد. یکی از اهداف بداق‌سلطان برگرداندن مهاباد به زمان اوج بوده است. همچنین در زمان حکومت سرداران مکری در بوکان شهر مهاباد دومین شهر ایالت مکریان قلمداد می گردید.

آثار تاریخی مهاباد :

تحقیقات مورخین و آثار کشف شده توسط باستان شناسان حاکی از آن است که منطقه شهرستان مهاباد حداقل از سده‌های اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران باستان بوده است. یکی از این آثار کتیبه‌ای به خط میخی منسوب به (مینوآ) می‌باشد که بین سالهای 812 تا 778 قبل از میلاد سلطنت داشته است. کتیبه مذکور تا سال 1890 موجود بوده است. آثار دیگری مانند پلکا‌ن‌های سنگی و راهروهای زیرزمینی مشهور به برده کنته کشف گردیده که بر نفوذ و هجوم قوم دیگری بنام وانیها به منطقه دلالت دارد. از دوره مادها نیز آثاری از جمله یک گور بنام فقرهقا (فرهادگاه) بجامانده است. بررسی آثار برجای‌مانده از زمانهای دور گذشته، نشانگر این امر است که تمدن و شهرنشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی بین اقوام مختلفی مانند بابلی‌ها، آشوری‌ها، وافی‌ها، لولوئی‌ها، کوتی‌ها، کاسی‌ها، مادها و سرانجام تیره‌های آریایی‌نژاد کرد بوجود آمده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 0:13  توسط سارینا  |